تبليغاتX
عشاق العباس ع - واقعا او کی می آید

عشاق العباس ع

ساقی لب تشنگان جانم ابالفضل

واقعا او کی می آید

او كى مى‏آيد؟
 

 

‏يكى از پرسش‏هايى كه در موضوع مهدويت مطرح است همواره مطرح شده، زمان ظهور حضرت مهدى به عنوان آخرين ذخيره الهى است.  به گونه‏اى كه تاريخچه اين سؤال به سال‏ها قبل از تولد آن حضرت باز مى‏گردد.

همواره ائمه معصومين‏عليهم السلام به عنوان روشنگران طريق هدايت پاسخ اين پرسش را به عنوان يكى از اسرار الهى ياد آور شده‏اند و علم به وقت ظهور را ويژه خداوند متعال، ذكر نموده  و كسانى را كه براى قيام آن حجت الهى وقت معين كنند، دروغگو معرفى كرده‏اند.

در روايت مشهورى است كه وقتى شاعر بلند آوازه شيعى "دعبل خزاعى‏" در محضر هشتمين پيشواى شيعيان در ضمن قصيده خود سخن از ظهور و قيام حضرت مهدى بر زبان جارى ساخت آن حضرت در حالى كه سرشك از ديدگانش جارى بود، رو به دعبل كرده فرمودند:

"اى خزاعى، همانا روح القدس بر زبانت اين دو بيت را جارى ساخت. آيا مى‏دانى اين امام كيست و چه زمانى قيام مى‏كند؟"

آنگاه خود آن حضرت به معرفى آن امام پرداختند. سپس درباره زمان ظهور چنين فرمود:" و اما درباره اين كه چه زمانى ظهور خواهد كرد، پدرم از پدرش و ايشان از پدران خود و آنها از رسول گرامى اسلام نقل كرده‏اند كه وقتى از آن حضرت پرسيده شد چه زمانى قائم از ذريه شما ظهور مى‏كند؟ آن حضرت فرمود: مَثل او مَثل قيامت است كه خداوند درباره زمان وقوع آن چنين فرمود:"هيچ كس جز او به هنگامش آن را آشكار نمى‏سازد اين امر بر اهل آسمان‏ها و زمين دشوار است [قيامت] جز ناگهان به سراغ شما نمى‏آيد." (1) از آنجايى كه حضرت مخفى بودن زمان ظهور را همانند زمان قيامت و رستاخيز قلمداد فرموده است، مى‏توان به نتايج ذيل دست‏ يافت.

- با مخفى بودن قيامت ‏يك نوع آزادى عمل براى همگان پيدا مى‏شود و از سوى ديگر چون وقت آن به طور دقيق معلوم نيست و در هر زمانى احتمال وقوع آن وجود دارد، نتيجه‏اش حالت آماده باش دائمى است و همين طور درباره قيام حضرت مهدى(عج) است چرا كه اگر تاريخ قيام آن حضرت تعيين مى‏شد، هرگاه زمانش دور بود، همه در غفلت و غرور و بى خبرى فرو مى‏رفتند و هرگاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست‏ بدهند و اعمالشان جنبه اجبارى به خود بگيرد.

- همانگونه كه علم به زمان قيامت فقط در اختيار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدى نيز در عهده خداوند است؛‏ به علاوه در سخنان فراوانى از ائمه معصومين‏عليهم السلام وقتى سخن از قيام حضرت مهدى رانده شده، از قيامت نيز ياد شده است و از اين رو برخى ويژگى‏هاى آن همانند رستاخيز بزرگ و قيامت است. (2)

از آنجايى كه خداوند در ادامه آيه مذكور، علم به قيامت را حتى از پيامبرصلى الله عليه وآله نيز منتفى مى‏داند، آنجا كه فرموده است:"از تو مى‏پرسند چنانكه گويا تو از چون و چند آن آگاهى، بگو همانا علم آن با خداوند است.‏"

و حتى پيامبرصلى الله عليه وآله و خود امام زمان نيز از زمان دقيق ظهور آگاهى ندارند و اين كه متاسفانه عده‏اى به خود جرات داده، به راحتى تعيين وقت ظهور مى‏كنند، خود محل تامل است.

نه تنها اين سؤال از اولين معصوم ‏صلى الله عليه وآله پرسيده شده كه آخرين معصوم‏عليه السلام نيز در جواب، چنين پاسخ فرمود:"و اما ظهور فرج همانا در اختيار خدا و علم الهى است و دروغ گفتند وقت گذاران.‏" (3)

و هم آن حضرت در آخرين توقيع خود به آخرين سفير، ظهور را تنها در اراده و اختيار خداوند دانسته، چنين مى‏فرمايد:

"و ظهورى نخواهد بود مگر آنگاه كه خداوند تبارك و تعالى اجازه فرمايد." (4)

از آنچه اشاره شد به خوبى به دست مى‏آيد كه زمان ظهور، يكى از اسرار الهى است و دست انديشه و فكر بشر از رسيدن به آن سخت كوتاه است.

و ديگر اين كه اين امر خطير، ناگهانى و غير قابل پيش ‏بينى صورت مى‏پذيرد.

حضرت على‏عليه السلام در اين‏ باره فرمودند:"مهدى از ما اهل بيت است كه خداوند امر(فرجش) را در يك شب اصلاح فرمايد." (5)

و در رواياتى چند ظهور آن حضرت به آمدن شهاب تشبيه شده است و غير منتظره بودن شهاب، بسيار واضح است.

امام باقرعليه السلام پس از بيان غيبت‏ حضرت مهدى(عج) فرمود:"... او همانند شهابى شعله ‏ور فرا خواهد رسيد." (6)

و نيز پيامبراكرم ‏صلى الله عليه وآله در اين باره فرمود: ... در آن هنگام چون شهابى فروزان خواهد آمد. (7)

البته آنچه گفته شد بدين معنا نيست كه به كلى بحث زمان ظهور در روايات مورد اشاره قرار نگرفته، چرا كه با بررسى روايات درباره زمان ظهورعلاوه بر آنچه ذكر شد به موارد ذيل مى‏توان دست ‏يافت كه بيانگر نوعى تعيين وقت فى الجمله است و نه به صورت دقيق:

1- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در روز جمعه ذكر كرده‏اند.

امام صادق‏عليه السلام در اين باره فرمود:"و قائم ما اهل بيت در روز جمعه ظهور خواهد كرد. (8)

2- رواياتى كه روز ظهور را مصادف با روز عاشورا ذكر كرده‏اند.

امام باقرعليه السلام در ضمن فرمايشاتى درباره روز عاشورا فرمودند:"و اين روز[عاشورا] روزى است كه در آن قائم(عج) قيام خواهد كرد." (9)

3- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در سال فرد ذكر كرده است. امام صادق‏عليه السلام فرمود:"قائم ظهور نمى‏كند مگر در سال فرد." (10)

اما هيچ يك از موارد فوق دلالتى بر تعيين وقت ظهور ندارد. حال ممكن است‏ به ذهن متبادر شود كه اگر خود امام نيز از زمان ظهور بى اطلاع است، پس چگونه هنگامى كه اراده الهى به ظهور تعلق گرفت آگاه خواهد شد؟

در اين باره نيز روايات فراوانى است كه با بيان بخشى از آن‏ها اين نوشتار را به پايان مى‏بريم .

 

1- آگاه شدن از طريق الهام

بدون شك ائمه معصومين‏عليهم السلام مورد الهام خداوند قرار مى‏گيرند و اگر چه وحى با رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله پايان گرفت، ولى در موارد فراوانى به اهل بيت‏عليهم السلام الهاماتى شده و خواهد شد.

امام صادق‏عليه السلام دراين ‏باره مى‏فرمايد: هنگامى كه خداوند اراده فرمود كه امر ظهور را اظهار نمايد، در قلب حضرت مهدى خطور خواهد شد و ايشان به امر الهى قيام خواهد فرمود. (11)

2- آگاه شدن آن حضرت از طريق برافراشته شدن پرچم قيام

در رواياتى چند اشاره شده كه وقتى ظهور آن حضرت نزديك شود و وقت قيام فرا رسد، پرچمى كه آن حضرت هنگام ظهور در دست ‏خواهد داشت، به اذن و اراده الهى برافراشته شده، آن حضرت از زمان قيام آگاه خواهد شد. (12)

3- آگاه شدن از طريق بيرون آمدن شمشير از غلاف

از پيامبر گرامى اسلام‏ صلى الله عليه وآله نقل است كه فرمودند: و براى او شمشيرى است در غلاف؛ پس هنگامى كه وقت ظهورش فرا رسيد آن شمشير از غلافش خارج مى‏شود. پس آن شمشير به سخن درآمده به حضرت مى‏گويد خارج شو (قيام كن) اى ولى خدا! كه ديگر نشستن در مقابل ستم دشمنان جايز نيست، پس او ظهور مى‏كند. (13)

در پايان ذكر اين نكته خالى از فايده نيست كه مخفى بودن زمان ظهور حضرت مهدى داراى حكمت‏هايى است فراوان كه برخى از آنها عبارتند از:

الف- زنده نگه داشتن روح اميد و انتظار در جامعه در طول غيبت ‏حضرت مهدى(عج)، چرا كه در صورت معلوم بودن زمان ظهور، به كلى بحث انتظار با تمامى آثار تربيتى آن بى‏ معنا خواهد بود.

ب- معنا پيدا كردن امتحان شيعيان درعصرغيبت، كه در صورت مشخص بودن وقت ظهور ديگر امتحان و آزمايش شيعيان مفهومى نداشت و از اين رو دائما شيعه خود را در حال امتحان شدن مى‏داند.

ج- غافلگير كردن مخالفان و دشمنان. چرا كه يكى از حكمت‏هاى غيبت‏ حضت مهدى(عج) تلاش دشمنان براى نابودى آن حضرت بود. از اين رو، روشن بودن زمان ظهور، دشمنان را براى مقابله و از بين بردن آن حضرت آماده مى‏ساخت. در حالى كه نا معلوم بودن و ناگهانى بودن زمان ظهور باعث غافلگيرى دشمنان نيز خواهد شد.

 

وفات دومين نايب امام زمان عليه السلام

 

سفير دوم حضرت ولي عصرعليه السلام درغيبت صغري ، ابوجعفربن عثمان ملقب به" عسكري دوم" است كه دوران سفارت او با ايام خلافت معتمدعباسي، معتضد عباسي ، مكتفي عباسي و10 سال از خلافت مقتدرعباسي مصادف شد و درحدود 40 سال مقام والاي نيابت خاصه را به عهده داشت و در سال 305 ديده از جهان بربست. محمد بن عثمان بعد از درگذشت پدرش به مقام سفارت منصوب شد. در مورد وثاقت او توقيعات شريفه اي ذكر شده است . امام حسن عسكري  خطاب به يكي از ياران درباره او چنين مي فرمايد:

" عمري ( عثمان بن سعيد) و پسرش( محمد بن عثمان) هردومورد اعتماد و وثوق من هستند و هرچه بگويند ازمن گفته اند و هر چه روايت مي كنند از من روايت كرده اند . سخنان ايشان را بشنو و فرمانشان را اطاعت كن كه هر دو مورد امين و مورد وثوق هستند."

و امام عصرعليه السلام نيزدرتوقيع شريفشان درحق محمد بن عثمان مي فرمايند:" او در همين حال مورد وثوق و اعتماد ماست و او درپيش ما مقام و منزلتي دارد كه او را دلشاد مي سازد . خداوند لطف و كرمش را در حق او افزون كند كه او مولاي تواناست و همه ستايش ها مخصوص اوست كه شريكي ندارد و صلوات و سلام و درودهاي فراوان بر رسول گرامي ، حضرت محمد عليه السلام واهل بيت او باد."

توقيعات مبارك حضرت با همان خطي كه در زمان پدرش عثمان صادر مي شد به دست او صادر مي گشت و به شيعيان مي رسيد و شيعيان جواب سئوالات خود را از طريق ايشان از امام عصرعليه السلام مي گرفتند ، وي  واسطه بين آن حضرت و مردم بود. محمد بن عثمان پس از40 سال افتخارخدمت و افتخار تصدي پست رفيع نيابت سرانجام درسال 305 هجري به دار آخرت شتافت . قبر آن بزرگوار در شهر بغداد است . علائم و كرامات زيادي از وي ظاهر شد معجزات امام زمان عليه السلام به دست او آشكار مي گرديد و امور بسياري از جانب امام عليه السلام به شيعيان خبرداد كه همه باعث بصيرت شيعيان درخصوص وجود امام دوازدهم گرديد.

محمد بن عثمان قدس الله روحه ، قبري براي خود حفر نموده بود كه هر روز داخل آن مي شد و يك جزء قرآن را تلاوت مي كرد ؛ سپس بيرون مي آمد وقتي علت آن را سئوال مي كنند مي فرمايد: براي مردن اسبابي هست بعداً كه از او سئوال مي كنند ، مي فرمايد: مأمورشدم كه خود را جمع و جور كنم .

سپس دو ماه بعد وفات مي كند كه در كتاب غيبت شيخ طوسي نوشته شده كه در آخر ماه جمادي الاولي سال 305 وفات مي فرمايد.(1)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 19:19  توسط poorya  |